حمیدرضا نجفی
حمیدرضا نجفی

حمیدرضا نجفی

ساده سازی با تصویرسازی

اطلاع رسانی و ارتباطات /حمیدرضا نجفی

از مشکلاتی که در تهیه و نشر مطالب تخصصی علمی یا سازمانی وجود دارد، خشکی و پیچیدگی متون استاین مساله، بخصوص وقتی اهمیت می‌یابد که سازمانی تخصصی قصد انعکاس فعالیت های خود را برای مخاطب عام داشته یا به دنبال آموزش او در زمینه‌های تخصصی مرتبط باشددر این شرایط «تصویرسازی موضوع»، یعنی بهره گیری از عکس، گرافیک و تیترهای ادبی یا گرافیکی، برای ارتباط ساده‌تر با مخاطب مفید به نظر می رسد.

این تکنیک در سال ۱۳۸۲ در مجله «حقوق شهروندی» متعلق به معاونت آموزش و تحقیقات قوه قضاییه به کار گرفته شدهدف از انتشار، آموزش حقوقی شهروندان (عموماو مراجعه کنندگان به دادسراها (اختصاصابودچالش، در حساسیت‌های نویسندگان حقوقی بر انتشار اصل متون و اصرار آن‌ها ویراستاری حداقلی در مطالب بوددر نتیجه، برای جذاب‌تر شدن نشریه، از این تکنیک برای ایجاد ارتباط بصری با خواننده و تشویق او به مطالعه ی متن استفاده شدنمونه‌هایی از صفحات نشریه را در پی خواهید دید:

تیتر اصلی مقاله همراه با عکس ارایه شده است. فونت را گرافیست ساخته و منحصر به این نشریه است.

چون مقاله چالشی است، تیتر نه تنها متناسب با آن، سوالی و چالشی تهیه شده، بلکه کلیت موضوع نیز در کل صفحه، تحت تاثیر علامت سوال قرار گرفته است. همچنین، میان تیترها با لوزی های قرمزی (که گرافیک مشابه با لوزی آبی سرصفحه دارند) متمایز شده اند. فونت کلمات طلاق (به رنگ قرمز) و مرد (به رنگ مشکی)، بزرگ تر از فونت سایر کلمات تیتر انتخاب شده است. به این ترتیب، تیتر یک حالت تصویری پیدا کرده و حتی بدون خواندنِ «در دست» هم قابل فهم است.
یک مقاله چالشی دیگر که کوشش شده با علامت سوالی بزرگ تر از فونت لغات تیتر و قدرت رنگ قرمز، چالشی بودن آن برجسته شود. 
مقاله ای در مورد نحوه استفاده و کارکرد چک در ایران. کلمه ی «یا» بی رنگ شده تا دو کلمه ی مشکی رنگ «دوست» و «دشمن» به هم نزدیک تر شوند. برای تقویت متن، از عکس استفاده شده، منتها با پرسپکتیو؛ زیرا دوست یا دشمن بودن چک (دورنما)ی آن به نحوه ی استفاده از آن برمی گردد. بنابراین تصمیم گرفته شد به دلیل معطوف بودن نتیجه به کارکرد (وابستگی آینده به حالا)، عکس پرسپکتیو داشته باشد و حتی گوشه های آن وارد متن شود تا با متن درهم تنیده و پیوسته گردد. 
علایم رانندگی اضافه شده به تیتر، به خاطر کارکرد سمبلیک آن‌ها در رابطه با مفهوم «مشکلات»، و همچنین برای کم کردن بارمنفی تیتر، با استفاده از رنگ به کار رفته اند. 
حرف «واو» عطف بین بایدها و نبایدها در تیتر، برجسته و به رنگ قرمز درآمده تا اهمیت دو کلمه ی دو طرف خود را برجسته کند و این حس را القا نماید که همان قدر که باید کارهایی را انجام داد، به همان اندازه نباید به کارهای دیگر دست زد.
تیتر با واسطه‌ی سه نقطه به عکس وصل شده . این سه نقطه در واقع، هم برای اشاره به ادامه ی جمله در متن پایین است، و هم برای ارتباط با گرافیک سمت چپ تا در ذهن خواننده تصویرسازی کند و به او یادآور شود که در این متن، در دادگاه و در محضر قاضی  (که در جایگاه بالاتر قرار گرفته ) است. 
یک مطلب در مورد شناسنامه و مقررات و قواعد مرتبط با آن. به همین دلیل چنین تیتری انتخاب شده ، چون شناسنامه مدرکی دال بر هویت و زندگی اشخاص است. 
نویسنده در این مطلب قصد داشته تاثیر عوامل مختلف را بر پدیده ‌ی بیکاری یادآور شود. چون موضوع تکراری بود و برای تیترزنی هم جای چندانی برای مانور نبود، تصمیم گرفته شد به جای ایجاد تنوع در محتوای تیتر، در فرم ارایه ی آن نوع آوری شود و به نوعی تصویرسازی شود تا متن نگاری. 
یکی از عکس های مجله برای تقویت منظور نویسنده
مطلبی در مورد کودکان و نوجوانان بزه کار. تیتری احساسی برای  این موضوع انتخاب شده، منتها چون کمی طولانی بود، به کلمات گرم و سرد رنگ داده شد تا کوتاه تر به نظر آید و همزمان، بر تاثیر تیتر بیفزاید. 

هابیت و بازی پادشاهان در توییتر دولت فرانسه!

اطلاع رسانی و ارتباطات /حمیدرضا نجفی

امروزه، فراوانی پیام‌ها و اخباری که مردم به طور روزمره با آن‌ها روبرو هستند، سرویس های عمومی و خدمات دولتی را برای نشر اخبار و اطلاعات، به بهره‌ از آخرین تکنیک های عرضه‌ی محصول سوق داده است. در این‌جا خبر یک کالاست که باید در بازار اخبار دیگر به چشم آید و مخاطب را جذب خود کند. سرویس ارتباطات دولت فرانسه نیز تابحال دوبار از قالب‌های تصویری داستان‌ها و بازی‌های رایانه ایِ روز بهره سود برده تا مطالب و اطلاعیه های خود را انتشار دهد.

این کار نخستین بار در دسامبر ۲۰۱۴ (بهمن ماه ۱۳۹۳)، همزمان با ورود فصل سوم ارباب حلقه ها به سینِما انجام شد. دولت فرانسه تصمیم داشت در مورد اقدام‌های وزارتخانه های خود در مناطق و استان های مختلف خبررسانی کند. با توجه به این که در توییتر محدودیت در حجم متن وجود دارد، قاعدتاً این اطلاعات می باید به صورت تصویری منتشر می شدند. تب اپیزود سوم فیلم ارباب حلقه ها در همان زمان و بُعد جادویی تصاویر آن، کارشناسان سرویس ارتباطات دولت را به استفاده از تم نقشه‌ی «سرزمین میانی» در داستان‌های هابیت (جی جی تالکین) راهنمایی کرد. نتیجه، انتشار «نقشه ی قوای فرانسه» بود :

نوبت بعد، در آوریل ۲۰۱۵ (اردیبهشت ۱۳۹۴)، دولت نیاز داشت که اصلاحیه ها، مواد و آیین نامه‌های صادره را از طریق توییتر به اطلاع عموم برساند، این بار نیز چاره در استفاده از تصویر بود، اما لازم بود که متنِ مواد عیناً منتشر گردد.  در همان زمان استقبال فراوان از بازی پادشاهان، سرویس ارتباطی دولت را بار دیگر نجات داد. این بار آیین نامه‌ها در ۶ بند جداگانه با تیتر «به خانواده های اصیل ۷ پادشاهی» با همان فونت و در قالب همان کاغذ قدیمی، با سربرگ قصر و اژدها منتشر شدند:

منابع: Franceinfo Tv، وب سایت Le JDD

خداحافظی با تلفن های عمومی!

اطلاع رسانی و ارتباطات /حمیدرضا نجفی

در بوردو کابین های تلفنی در حال ناپدید شدن هستند.

اشتراک تلفن ثابت در فرانسه برای ۵ و ۱۱ میلیون مشترک آن، یک یورو افزایش یافت و به ۹۶و۱۷ یورو در ماه رسید. ضمن این که احتمال دارد تلفن‌های عمومی نیز به زودی ناپدید شوند.

تلفن‌های عمومی دیگر یک بخش از زندگی شهری به حساب نمی آیند. استفاده از آ‌ن‌ها در یک دهه ی گذشته با کاهشی ۹۰ درصدی همراه بوده است. آن‌ها در بوردو در وضعیتی اسفناک به سر می برند. بعضی‌ها شیشه ندارند و اجازه نمی‌دهند که اشخاص به طور خصوصی با تلفن صحبت کنند. یکی از مصرف کننده های دایمی این تلفن‌ها می گوید: آن‌ها کثیفند و نمی توان چیزی در درونشان گذاشت و درهایشان دیگر بسته نمی‌شود که باعث می‌شود من چیزی از گوشی نشنوم!

این درحالی است که این روزها کارت های تلفنی بسیار کمتری فروخته می‌شوند و شرکت ها با بازگشت کارت های خریداری نشده مواجهند، پدیده‌ای که باعث شده شرکت اورانج (Orange) ساخت چنین کارت هایی را متوقف کند. اهالی بوردو، تقریباً از وقتی که به تلفن‌های همراه مجهز شده اند، دیگر از این تلفن‌ها استفاده نمی کنند.

برای پایان سال ۲۰۱۶، شرکت مخابرات فرانسه (France télécom) برنامه دارد کلیه ی کابین های تلفنی را جمع آوری کند.

با توجه به این اتفاق در کشورهای دیگر بعید به نظر نمی‌رسد در ایران نیز به دلیل رواج استفاده از گوشی های همراه، استفاده کم از تلفن‌های عمومی، و وجود هزینه‌های صدور کارت و نگهداری و مراقبت این تلفن‌ها، به زودی شاهد ناپدید شدن آن‌ها باشیم

بوردو یکی از شهرهای جنوب غرب فرانسه است. 

منبع: وب سایت Francebleu

مذهب و جادوی سینما

اطلاع رسانی و ارتباطات /حمیدرضا نجفی

آثار ادبی یا سینمایی مذهبی به دلیل فرم نصیحت گرایانه، نگاه از بالا به پایین و چالش طلبیِ اهداف و روش‌های معمول زندگی انسان، این روزها با کم‌ترین استقبال مواجهند؛ دلیلی که باعث شده تولیدکننده ها و کارگردان های این آثار از قالب‌های رایج خارج شده و به کارهایی رو آورند که نه مستقیم و نه حتی غیرمستقیم مخاطب را به یاد گرته برداری‌ از موضوعات دینی نسازند و به او این حس را القاء کنند که با اثری واقع‌گرایانه یا حتی تخیلی روبرو هستند. با این وجود، فیلم نامه نویس ممکن است کمی ذوق به خرج دهد و اشاره‌ ای بسیار کوچک و ناپیدا برای جویندگان حقیقت (نه اعلانی بارز و آشکار برای موعظه شنوندگان) در لابلای صحنه‌ها یا دیالوگ های فیلم بگذارد. فیلم «تقدیر» از همین ساز و کار برخوردار است.

Predestination

فیلم تقدیر از سه شخصیت تشکیل شده که هر سه  در واقع یک نفر هستند:

۱- جِین، یک زن، نماد تقدیر، جبر یا همان قضا و قدر است و آبستن حوادثی که در بطن او گذاشته شده. او را در کودکی رها کرده‌اند و مجبور است در چارچوب هایی که برایش تعریف شده زندگی کند. او تابع و قربانی اتفاقات زندگی اش است و در مسیر زندگی نقش چندانی ندارد. هرچند آینده او را آبستن ساخته، اما در درون خود جنس مخالف را نیز نهفته دارد که در مواردی محدود به او توانایی های خاصی می بخشد.

۲- جان: یک دوجنسه است که توانایی بارور کردن دارد. او که هر دو جنس را به صورتی ذاتی دارد، نماد زندگی و حوادث آن است. گذشته‌ی او سر در جبر دارد و آینده‌اش سر در اختیار و آگاهی به این حقیقت، او را گیج و مبهوت کرده است، طوری که در محدوده ی اختیاراتش نیز خود را مجبور می‌بیند و بالعکس.

۳- شخصیت سوم، هر دو مرحله ی اختیار و اجبار را از ورای زمان می شناسد و با درد و رنج ناشی از آن آگاه است. او می داند که تقدیر، اختیار را در دل خود می پروراند و هرچه یکی رشد می کند، آن یکی هم کامل و بی نقص بزرگ می شود. او می داند وقتی در واقعه ای از زندگی از آشتی جبر و اختیار کودکی زاده شد، موجودی سر برخواهد آورد که تقدیری جز اختیار نخواهد داشت. او آموخته که می‌توان بر تقدیر مسلط شد. نگاه او به آینده است و می خواهد آینده را عوض کند و می تواند، چون می‌داند چگونه اراده و اختیارش را به خدمت بگیرد. او نه مرغ است و نه تحم مرغ. همان‌طور که خودش می‌گوید، خروس است. چهره اش، در مرحله‌ای از کمال، سوخته و شکل و ظاهری کاملاً متفاوت با وضع پیشین خود پیدا کرده. او آگاه است، پس قادر هم هست و قدرت جابجایی در زمان و تغییر تقدیر را دارد.او قادر آگاه است.

اما این پایان ماجرا نیست.آگاهی از واقعیت و خودسازی تمام ماموریت او نیست و نمی‌تواند کنار بکشد، او مسوول هم هست (برای همین رمز کیف آن‌طور که فکر می کرد، عوض نشد و یک ماموریت نهایی دیگر بر عهده اش نهاده شد). که از گذشته و حال رها شود و به آینده رود و تقدیر خودش را در آینده عوض کند، نه برای خودش، بلکه برای سعادت دیگران. آگاهی، قدرت می‌آورد و قدرت، مسوولیت می طلبد.

این فیلم سه مرحله ی جبر، آگاهی و در نهایت اختیار را به تصویر می کشد و «تغییر در تقدیر» را که از دید برخی مذاهب از راه دعا و در نزد پروتستان ها، با سعی و کوشش فردی امکان‌پذیر است.

کد فیلم«من یکی از ماموران زمانی ام. یکی از ۱۱ نفر در گروه». دو عدد ۱ و ۱۱، کد فیلم را در اختیار ما می گذارند. نامه به افسسیان ۱: ۱۱ انجیل

Ephesians 1:11 - In him we were also chosen,[a] having been predestined according to the plan of him who works out everything in conformity with the purpose of his will,

«ما در درون هرکس تقدیری گذاشتیم که همه چیز بر طبق آن پیش رود و در تضاد با تمایلات (خواسته های) او در آینده باشد

.

زبان شناسی> نشانه شناسی> معناشناسی

اطلاع رسانی و ارتباطات /حمیدرضا نجفی

به بهانه ی سخنان دکتر یونس شکرخواه در برنامه خندوانه - قسمت بیست و هفتم


صحبت های یونس شکرخواه در برنامه خندوانه با اجرای رامبد جوان، چند نکته ی ظریف و قابل تأمل دربرداشت؛ ظرافت هایی که گاه مجری پرجنب و جوش را به سکوت و خیره شدن به این استاد ارتباطات وامی داشت. یکی از موضوعات، «فهم معنا» بود که مایلم کمی آن را بسط و گسترش دهم.

یونس شکرخواه: یه وقت می‌بینید دو نفر دارند با هم صحبت می کنند، یکی می گه تو نمی فهمی من چی می گم. اونم می گه: نه … چون نمی فهمه. باید معنا روی معنای اول قرار بگیرد … من مرور می‌کنم ببینم آیا از نظر معنایی درست فهمیدم؟ …. یه وقت می‌بینی من اشتباه گرفتم. من بد فهمیدم ….

ما در ارتباطات روزمره یا حرفه ای، همان‌طور که دکتر شکرخواه اشاره کردند، با مساله ای به نام «معناشناسی» مواجهیم که شرط لازم برای فهم منظور طرف مقابل است. در این‌جا قصد دارم به یکی از گزینه های مؤثر بر آن، «زبان شناسی» اشاره کنم.

اگر زبان را «قابلیت بیان منظور و ارتباط از طریق سیستمی از علایم (صوتی، حرکتی، تصویری، لمسی، بویایی ...) برای انتقال احساس و معنا» و ترکیب این علایم را نیز «کدهای زبانی» در نظر بگیریم، ضرورت دارد برای شناسایی و اشتراک معانی، با آن زبان، علایم و کدهای آن آشنا باشیم. اهمیت این قضیه، پیشتر در فرهنگ ما شناخته شده و زمینه‌ساز رواج اصلاحاتی گردیده، از قبیل: «طرف زبان ... سرش نمی شود »، «با فلانی فقط باید با زبان خودش صحبت کرد» یا «زبان نفهم» یا « زبان هم را نمی فهمیم». در همه ی این اصلاحات، تأکید بر  عدم اشتراک زبانی (نه معنایی) و فقدان بسترِ لازم برای شنونده در فهم معانی و منظور گوینده است.

اگر همانطور که دکتر شکرخواه اشاره کردند، هر دال (معنادار)، نماینده ی یک مدلول (معنا) باشد، مرجع زبانی خواهد بود که حاوی دال ها (علایم زبانی) است.

بنابراین، در مواردی که قصد داریم معنایی را به مخاطب انتقال دهیم، یا معنایی را از او دریافت کنیم، نیاز خواهیم داشت، با زبان و کدهای زبانی او آشنا باشیم؛ برای دریافت بهتر، همیشه ارتباط کلامی نزدیک با مخاطبین داشته باشیم و در ارسال، ساده گویی و همه فهم سازی (عامیانه سازی) را پیشه ی خود نماییم.

مستندسازی به جای سندسازی