حمیدرضا نجفی
حمیدرضا نجفی

حمیدرضا نجفی

تو در تو

اطلاع رسانی و ارتباطات /حمیدرضا نجفی

یکی از روش‌های ارایه ی یک اثر (مشخصاً یک اثر هنری یا داستان ادبی)، تکنیک تودرتو (Mise en Abyme) است که یک اثر یا داستان در داخل اثر یا داستان مشابه دیگری قرار می گیرد. این نجوه‌ی جاگیری، ممکن است چند بار تکرار شود و از توالی آن، اثر جدیدی خلق شود.

در تصاویر زیر، نمونه‌ای مشابه را می‌بینیم که در آن از همین تکنیک بهره گرفته شده تا تابلویی انتخاب و بر روی دیوار نصب گردد که با نور آفتاب در روز و نور چراغ دیواری در شب ربط پیدا کند؛ یعنی «نور و منبع نور روی دیوار» ملاک انتخاب بوده است. این اثر «گفت و گو در نیمه شب» نام دارد و از کارهای شاخص ادوارد هاپر است.




امروزه از این تکنیک در اینفوگرافی ها (ی حلزونی) بیشتر استفاده می شود که در آن ‌ها، هر بخش در داخل بخش دیگر قرار گرفته و همگی موضوعی نسبتا یکسان را دنبال می کنند. 

اتهام فیس بوک

فیس بوک متهم به ردیابی کاربران اینترنتی ای است که در آن ثبت نام نکرده اند

فیگارو، سرویس اقتصادی، ژول درمنن، ۱۲ فروردین ۲۰۱۵

نتایج مطالعاتی در بلژیک تأیید می‌کند که فیس بوک قوانین اتحادیه اروپا را در خصوص «کوکی ها» زیر پا می گذارد. مطلبی که توسط سخنگوی این شبکه ی اجتماعی تکذیب می شود.

در اینترنت، وقتی از سایتی به سایت دیگر می روید، مرتب با ماژل های فیس بوک مواجه می‌شوید که می‌تواند یک دکمه «لایک» یا «به اشتراک گذاری» باشد یا یک ارجاع به صفحه ی اصلی وب سایت در حال مشاهده. این ماژل ها پلاگین های اجتماعی نیز نامیده می‌شوند که برای ردیابی کاربران اینترنتی، با نگهداشتن ردی از هر مواجهه با یک ماژول فیس بوک، به کار می رونداما بر اساس یک تحقیق انجام گرفته توسط دو دانشگاه در بلژیک و به سفارش کمیسیون بلژیکی حریم خصوصی، فیس بوک بیش از یک دلیل برای تعقیب کاربران دارد. شبکه اجتماعی از نظر کمیسیون اروپایی یک ردیابی غیرقانونی را انجام می دهد. این تحقیق نشان می‌دهد که حتی کاربرانی که روی فیس بوک ثبت نام نکرده اند هم ردیابی می شوندهمه ی این اقدام‌ها از طریق کوکی ها انجام می شود: پوشه هایی که بعد از مشاهده ی یک صفحه، توسط موتور جست‌و‌جوی وب نگهداری می شوند. آن‌ها کارکردهای متفاوتی دارند: برای مثال، همه ی سایت‌ها از شناسه های قرارداده شده روی کوکی ها برای نگهداشتن کاربر در آن بخش استفاده می کنند. اما پلاگین های اجتماعی فیس بوک، فعالیت‌های کاربران را با اهداف تبلیغاتی زیر نظر دارند.

وقتی یک کاربر یک صفحه از فیس بوک را مشاهده می کند، حتی وقتی که او روی شبکه اجتماعی ثبت نام نکرده باشد، کوکی‌ای دریافت می کند که (اگر آن را حذف نکند)، تا ۲ سال شناسایی اش می‌کند. به محضی که کاربر به یک صفحه‌ ی حاوی پلاگین اجتماعی فیس بوک وارد می شود، شبکه ی اجتماعی او را از طریق کوکی اولیه شناسایی می کند. اگر کاربر بعداً در فیس بوک ثبت نام کند، بعضی تبلیغات می‌توانند او را در رابطه با صفحاتی که قبلاً دیده، هدف بگیرند، احتمالی که فیس بوک آن را رد می کند.

این یک سیاست مد نظر فیس بوک، در صفحه‌ی مربوط به کوکی های شبکه اجتماعی است که به تازگی به روز شده است. شبکه اجتماعی توضیح می‌دهد که: «ما از کوکی ها استفاده می‌کنیم، حتی اگر شما حساب کاربری نداشته باشید یا حتی اگر شما به شبکه متصل نباشید. برای مثال، وقتی شما وصل نیستید، از کوکی ها برای (…) تولید آمار اشخاصی که با خدمات ما در تعاملند و یا وب سایت‌های دربردارنده ی آگهی های ما و شرکایمان استفاده می‌کنیم». بعد از تماس فیگارو با فیس بوک، سخنگوی آن تأیید می‌کند که این آمار به صورت شخص به شخص جمع آوری نمی شوند، بلکه کلی هستند ….

منبع: وب سایت فیگارو

خودزنی تا کی؟ (۳)

اطلاع رسانی و ارتباطات /حمیدرضا نجفی

خشم اژدها جلوی مسجد


در یادداشت قبل اشاره شد که برای رشد و پیشرفت رشته ی ارتباطات، پرفایده خواهد بود به تعاریف، استراتژی ها و محصولات آن بازنگری داشته باشیم تا کاستی ها را بشناسیم و به دنبال رفع آن‌ها برآییم. در این نوبت، ضمن اشاره به یک سریال تلویزیونی، به سراغ بحث تبلیغات تلویزیونی می رویم


در سال ۱۳۸۵ شبکه یک سیما، در ماه رمضان سریالی ۳۰ قسمتی به اسم صاحبدلان به نمایش گذاشت. این مجموعه، زندگی پیرمرد صحافی به نام سیدخلیل صحافزاده را روایت می‌کرد که بعد از دریافت قرآنی برای صحافی، - مطابق با آیه هایی که تلاوت می‌کرد – اتفاقات عجیبی برای او پیش می آمد. هدفِ‌ این اثر، برجسته کردن جایگاه صالحین در جامعه ایرانی و انتقال این مفهوم به بیننده بود که بسیاری از بلایای طبیعی در جامعه، به لطف حضور صالحین دفع و رفع می شوند. صاحبدلان از نقاط قوت زیادی از نظر بازی هنرپیشه ها، کارگردانی، موزیک متن و ... برخوردار بود و خلاصه این که تمام شرایط را داشت تا احساسات مذهبی بیننده ها را در آن روزهای ماه رمضان برانگیزد. اما ...

در قسمت آخر سریال، جایی که داستان به آخر می رسید و پرده از معماها برداشته می شد، پیرمرد (حسین محجوب) در حالت روحانی خاصی مرد، برادرش (حسین کاسبی) بر سر جنازه او اشک می ریخت. همزمان موزیک مت نیز با فراز و فرودهایش ابه ین صحنه‌ها قوت می‌بخشید. نوه پیرمرد (باران کوثری) قرآن را به نفر بعدی (از صالحین) تحویل داد و برای این که کار بیننده را آسان کند، توضیح می‌داد که: «آدم هایی که تا هستن، خدا به خاطر حضورشون بلاها رو از مردم دور می کنه و ....» تا اینجا همه چیز به خوبی پیش رفت و بیننده ی منقلب، آماده بود بعد از دیدن سریال بر سر سجاده رود و از ته دل «الهی العفو» بگوید. دو دقیقه به پایان سریال مانده ، فردی با طنین جبرئیل گونه آیه «اقرا باسم ربک الذی خلق» را تلاوت می کرد و چند نفر دیگر نیز در نهایت زیبایی شروع به خواندن آیاتی از قرآن به زبان عربی و فارسی کردند. اشک به چشمان بیننده آمد و آماده بود پقی بزند زیر گریه که...

ناگهان آن نوار باریک متحرک پایین صفحه (که فقط در شبکه‌های خبری، آن هم به طور ثابت باید به کار برود) در پایین کادر ظاهر شد و شروع کرد به اعلام فیلم های سینمایی شبکه های سیما برای فردا (روز عید فطر):

فیلم سینمایی خشم اژدها ساعت ...، فیلم کمدی شبی در کازابلانکا ساعت ... ، فیلم سینمایی دزدان دریایی کارائیب ۲، فیلم کمدی نورمن، فیلم سینمایی کودک گارفیلد ۲، فیلم کمدی جری لوئیس، فیلم یک تکه نان ... و وقتی این نوار نه چندان باریک ناپدید شد که تصاویر آخر سریال هم به پایان رسیدند. و با این کار، مسوول محترم پخش تبلیغات شبکه یک سیما، در عرض یک دقیقه، تمام زحمات و هزینه های تهیه این سریال را مثل دستمالی در دست گرفته، بینی اش را در آن خالی کرد و دستمال را به دور انداخت. برای مشاهده این دسته گل ارتباطی سیما، می توانید به این آدرس مراجعه کنید و ۳ دقیقه آخر سریال را مشاهده بفرمایید

تصور کنید:

مادربزرگ خانواده با کلی التماس، تک تک اهل منزل را متقاعد کرده که با او پای سریال بنشینند؛ تا اینطوری جلوی سر و صدا و شلوغی را بگیرد؛ علی، پسر بچه‌ی ۱۰ ساله خانواده بازیگوشی نکند، مینا دختر۱۶ ساله خانواده سراغ اینترنت و چت با دوستش ملیحه در اتاق بغلی نرود و بلند بلند نخندد، مسعود پسر ۲۰ ساله خانواده هم پی دوستانش به خیابان نپرد و صدای پدرش را در نیاورد، پدرِ خانواده برای دیدن شبکه ماهواره ای کانال را عوض نکند و مادر هم فعلا ظرف و ظروف را جابجا نکند و صدای آن‌ها را درنیاورد. همگی نشسته اند پای سریال، که ناگهان آن نوار اعلام فیلم‌های فردا که از قضا برای همه‌ی گروه های سنی و همه سلیقه ها تهیه شده، جلوی دیدگان بیننده ها (غیر از مادربزرگ که آن‌قدر اشک به چشم دارد که اصلاً چیزی را نمی‌بیند) رژه می رود. اعضای خانواده که در حال و هوای روحانی فیلم هستند، با دیدن اسم فیلم ها کنجکاو می شوند و چشمهایشان را تیز می کنند تا ببینند برای فردا چه چیز جالبی پیدا می‌کنند.

با وجودی که اتصال و ارتباط آن‌ها با سریال از حالت خطی به صورت نقطه چین درآمده، سعی می‌کنند به روی خودشان نیاورند که حواسشان جمع تیزر شده تا مزاحم بقیه نشوند؛ جز علی کوچولو که از همان اول برای خواندن نوشته جلوی تلویزیون می‌پرد. مسعود خشم اژدها را می بیند و از ذوق از خودش صدای ضعیفی درمی آورد. پدر به او چشم غره ای رفته، مادر با نگاهش او را متوجه مادربزرگ (که حال به وضوح گریه می کند) می سازد. مینا اسم دزدان دریایی کارائیب را که می بیند، توی دلش غنچ می رود، آخر او عاشق بازی! جانی دپ است. پدر حواسش را جمع ساعات پخش کمدی های نورمن و جری لوئیس می کند و مادر هم متوجه عنوان «یک تکه نان» می شود. نوبت به گارفیلد ۲ که می رسد، علی از خوشحالی جیغ می کشد و به هوا می پرد و آخ جون آخ جون کنان، دور اتاق می دود. اما به پدرش که می رسد، یک پس گردنی حسابی نوش جان می‌کند و فریادهای پدر که چرا شلوغ کرده و مزاحم خانم جان شده....

در یک چشم به هم زدن همه چیز به هم می ریزد. صدای فریاد علی بلند می شود و بعد، های های گریه می کند. خانم جان که حالا سریال یادش رفته و مشغول پاک کردن اشک هایش با گوشه‌ی چادر است، بلند می شود و با دل خوری از کتک خوردن نوه عزیزش زیر لب لا الله الا اللهی می گوید و به دستشویی می رود تا وضو بگیرد و نمازش را به جا آورد. مادر خانواده که از این کار پدر کلافه شده، شروع به غرغر می کند که: «مرد، صد دفعه گفتم پس کله بچه نزن خنگ می شه و ... ». و همزمان ظرف ها را تند و تند و با سر و صدا از سر سفره برمی دارد. مسعود که کلافه شده، از این شلوغی استفاده می کند و یواشی از لای در سر می خورد به راه پله و از آن‌جا توی کوچه می پرد . دوستش حسین که یک ربعی منتظرش بوده، می پرسد: «پس کجا بودی تا حالا؟» مسعودهیچی بابا، گیر این ننه بزرگمون بودیم.. چیزی نیست بریم». و با دوستش توی پیچ کوچه گم می شود. مینا که حالا پای چت با دوستش نشسته، دارد داستان کتک خوردن علی را برای ملیحه تعریف می کند و شکایت از این‌که چرا مثل برادرش نمی تواند به کوچه بزند و تا نصفه شب از این دیوانه خانه راحت شود. پدر، علی را که هنوز گریه می کند، در آغوش گرفته و سعی می کند زودتر ساکتش کند تا بتواند فیلم اکشن شبکه ماهواره را که تازه شروع شده، ببیند و مادر هم همین طور که مشغول جمع و جور است، هی غر می زند که صبح تا شب باید مثل کلفت ها بشورد و بسابد و هیچ کس هم نیست که کمکش کند. آن اتاق هم مادربزرگ روی سجاده اش دارد اشک می ریزد وبرای بچه و نوه‌هایش دعای عاقبت بخیری می کند.

با این که تازه ۱۰ دقیقه از پایان سریال گذشته، همه‌ی آن‌ها هم صاحبدلان را فراموش کرده اند و هم فیلم های روز بعد سیما را. مقصر کیست؟ ....

ادامه دارد ...

خودزنی تا کی؟ (۱) - خودزنی تا کی؟ (۲)

بازاریابی گوگل

اطلاع رسانی و ارتباطات /حمیدرضا نجفی

یکی از فصل های مهم بازاریابی، بحث ارتباطات فرد به فرد (One by one) بین عرضه کننده و مخاطب است که از خواص مهم آن، نزدیکی به مخاطب یا مشتری و ایجاد حس صمیمت، نزدیکی و هم خانوادگی در اوست. گوگل نیز از همین اصل بهره می‌برد و نه تنها در مناسبت‌های مختلف (ثبت شده در یونسکو) طرح لوگوی خود را متناسب با آن رویداد می کند، بلکه در روز تولد اشخاص نیز لوگوی خود را به صورت یک کیک تولد برای کاربر درمی آورد.

المپیک ۲۰۰۰ سیدنی

اطلاع رسانی و ارتباطات /حمیدرضا نجفی

ما هر روز با مطالب تخصصی زیادی در حوزه‌ی ارتباطات روبروییم: «نقش، وظیفه، عملکرد، راهکار، اظهار امیدواری، شعار، باید و نبایدها، حتی عرض ارادت و آرزوی موفقیت … ». در این بین، یک موضوع کمتر مورد توجه قرار می گیرد: شرح تجربیات! همه می‌دانیم آنچه در عالم واقع رخ می دهد، یعنی تجربه‌ها و دانسته‌های تجربی ، مورد بررسی و آزمون چندباره قرار می گیرند، شرایط وقوع آن‌ها مطالعه می شود، به نظریات مجهز می‌گردند یا خود، باعث ابراز نظریه‌‌ی جدیدی می‌شوند و در نهایت به عنوان دانش منتشر می گردند.

تجربه ی کارگزاران و استادان این رشته، قطعاً می‌تواند منبع و راهنمای مناسبی برای دانش پژوهان این رشته باشد.


در سال ۱۳۷۹، وقتی مسوولیت روابط عمومی فدراسیون کشتی به من واگذار شد، یکی از وظایف خود را ثبت اطلاعات و رویدادهای کشتی، از نگاه مطبوعات، تعریف کردم (هنوز کارگزاران روابط عمومی خودشان باید فعالیت های خود را تعریف کنند و مدیران بالادستی با کارکردهای آن‌ها چندان آشنایی ندارند). آن سال با بازی‌های المپیک ۲۰۰۰ سیدنی مصادف بود؛ تصمیم گرفتم درباره ی حضور کشتی در آن رویداد مستندسازی کنم که حاصل آن، مجموعه‌ای ۳۰۰ صفحه‌ای شد با نام: «کشتی در المپیک سیدنی از نگاه مطبوعات».

درصفحه ی اول، یک پوستر از مسابقات تهیه کردم و عکس ۳ در ۴ اعضای تیم اعزامی ایران را در رشته ی کشتی در اطراف آن چیدم و از نتیجه ی کار یک کپی رنگی گرفتم که به این صورت شد:

در مقدمه ی مجموعه، مطالب دسته بندی شده در ۳ فصل معرفی شدند. نمونه‌ای از صفحات هر بخش به همراه توضیحات آن نیز ارایه می شود.

مقدمه:

«مجموعه ی پیش رو، حاوی وقایع ورزش کشتی در المپیک سال ۲۰۰۰ سیدنی است که از دریچه مطبوعات نقل گردیده است؛ لذا خالی از اغراق نخواهد بود اگر گفته شود: در جمع آوری این مطالب، هیچ دخل و تصرفی صورت نگرفته استمطالب مندرج، بیانگر فضای حاکم بر افکار عمومی در خصوص وضعیت کشتی کشور در بحبوحه ی بازی‌های المپیک است، زیرا مضامین نشریات یا متأثر از نظر اقشار جامعه است، یا خود زمینه‌ای برای تأثیر و پدید آوردن ذهنیت هایی نو است، یا مجموعه‌ای از هردو.

نشریات منبع عبارتند از:

روزنامه های: کیهان ورزشی، ایران ورزشی، خبر ورزشی، ابرار ورزشی، استقلال جوان، رسالت، همشهری، صبح ورزش و جام جم

مجلات: کیهان ورزشی و دنیای ورزش

دلیل انتخاب این نشریات، قوت آن‌ها از جنبه ی تنوع و حجم مطالب کشتی است. سایر مطبوعات در اظهارنظرهای خود، عموما از این‌ها گرته برداری می کنندآنچه خواهید خواند، در سه فصل به انضمام مقدمه گردآوری شده است:  

فصل اول (اطلاعات -اخبار – تحلیل ها):

- معرفی کشتی گیران

- تحلیل وضعیت کشتی گیران «قبل از المپیک»، وضعیت آن‌ها نسبت به حریفان، سوابق آن‌ها در میادین قبلی از نظر اصحاب مطبوعات

- اظهارات کشتی گیران «قبل از المپیک» در مورد اردوها، وضعیت جسمی و روحی خود و ارزیابی آن‌ها از حریفان پیش رو

- اظهارات کشتی گیران «بعد از المپیک» در مورد کشتی ها، افکار عمومی، رفتار و وعده‌های مسوولین و وضعیت کشتی کشور

- تأثیر داوری ها بر نتایج بدست آمده

- نحوه استقبال مردم از کشتی گیران در بازگشت از المپیک

- جوایز و هدایای کشتی گیران پیروز

امکانات زیادی در دسترس نبود. بریده مطالب را ابتدا روی کاغذ آ۴ می چسباندم. سپس در ماشین تایپ دبیرخانه می گذاشتم و عنوان نشریه و تاریخ مطلب را تایپ می کردم. سپس یک کپی سیاه و سفید از نتیجه ی کار می گرفتن و اگر لازم بود، بین مطلب و تاریخ آن یک خط دور می کشیدم. چون مجبور بودم خوب روزنامه را به کاغذ بچسبانم، از چسب مایع استفاده کردم. به همین دلیل رد آن ماند و کیفیت کار را پایین آورد. 

انتقادهای کشتی گیران از مربی ها، مسوولین، سازمان تربیت بدنی و مطبوعات

- نظر کشتی گیرها در مورد لیگ کشتی و نقش آن در ارتقای این رشته

- تصمیمات مجلس شورای اسلامی در مورد کشتی گیران

فصل دوم (گزارش ها)

- موقعیت کشتی در بین سایر ورزش ها در المپیک

- شکل تمرینات کشتی گیران در اردوها

- نظرات مسوولین در مورد وضعیت تیم قبل از اعزام و در حین بازی‌ها

- برنامه مسابقات: چگونگی اعزام، جدول، اسامی حریفان، زمان رویارویی

- نظرات مربی ها، کشتی گیران، مسوولین و مطبوعات در مورد تعداد مدال های احتمالی و استدلال آن‌ها در این خصوص

- مشکلات کشتی گیرها در محل تمرین و مسابقه در استرالیا

- فضای مسابقه، استقبال تماشاچی ها و تأثیر کشتی گیرها از ورزشکاران سایر رشته‌ها

- جلسات و نشست های مسوولین با فیلا و تصمیمات جدید

- نظر روزنامه ها از وضعیت داوری

-نقد و بررسی های انجام شده در مورد مسابقات توسط مطبوعات

- افکار عمومی (نظر مردم) مندرج در نشریات در مورد نتایج به دست آمده

فصل سوم (مصاحبه ها)

نظرات کشتی گیران و کارشناسان کشتی

هدف از تدوین این مجموعه، جمع آوری مطالب مرتبط با کشتی و شناخت نقاط ضعف و قوت این رشته ورزشی در ایران است تا با بهره از آن‌ها، در آینده در رشد و تعالی بهتر بتوان گام برداشت..... در پایان لازم می‌داند از حمایت های … .

حمیدرضا نجفی

مسوول روابط عمومی فدراسیون کشتی

۷۹/۹/۷»