اطلاع رسانی و ارتباطات /حمیدرضا نـجفی
حرفهایگرایی در روابط عمومی را شاید بتوان بزرگترین دغدغه امروز استادان این حوزه دانست. چالشهای موجود در امور ارتباطی (خبررسانی، تعامل و تبلیغات) و عدم ارتباط درخور و مورد انتظار با مخاطب از یک سو و کارکنان و مدیریت از سوی دیگر، عموما از ضعف در قابلیتهای علمی و تجربی کارگزاران این رشته یا عدم تطابق مهارتهای کارکردی آنها با محیطهای حرفهای ناشی میشود. لذا مناسب به نظر میرسد در پژوهشهای آسیبشناسانه این حوزه، سوای اصول علمی و تجربی، بازار کار یا همان محیط حرفهای نیز مورد کنکاش قرار گیرد. در این صورت خیلی زود به این واقعیت پی خواهیم برد که اصولاً فضای کاری ناشی از توقعات طرفین ارتباط (مدیریت، کارکنان و مخاطبین) و امکانات نرمافزاری و سختافزاری نیز چندان مطابقتی با شاخصهای یک «محیط حرفهای» ندارند! با وجود این، نمیتوان سکوت اختیار کرد و به این بهانه چارهاندیشی را در انتظار ایجاد شرایطی آرمانی به فراموشی سپرد، بلکه مناسبتر به نظر میرسد اصول و ضوابط حرفهای را با توجه به شرایط موجود و اقتضائات روز شناسایی و توصیف کرد و در پی یافتن نسخههایی قابل تطبیق با شرایط موجود برآمد. به گمان بنده حرفهایگرایی در روابط عمومی، امروزه با توجه به سه شاخص به بازتعریف نیاز دارد: نگرش، منش و روش.

شاخص «نگرش» یا منظر، نماد نوع نگریستن یک کارشناس روابط عمومی به تمام عوامل دخیل در ارتباطات است. بیطرفی و پرهیز از هر نوع نگاه جانبدارانه به سمت مدیریت یا مخاطب، واقعنگری و پرهیز از آرمانگرایی در تعیین اهداف، یکساننگری و پرهیز از خودپسندی و خودبرتربینی نسبت به دیگر طرفهای ارتباطی و تعریف و تعیین دقیق چارچوبهای کاری و پرهیز از کلنگری از نتایج نگرش حرفهای در حوزه روابط عمومی هستند.
«منش» نماد رفتار کارشناس و شاخص تعاملات او و متأثر از ویژگیهای روحی و اخلاقی از یکسو و خصوصیات محیط و مخاطبان از سوی دیگر است. شاید بارها این جمله را شنیده باشیم که: «کارشناسان روابط عمومی خود در ارتباط با دیگران مشکل دارند!» درک این مساله آسان است. همانطور که یک پزشک انتظار دارد در محیطی پاکیزه و به دور از آلودگی امور شغلی خود را انـجام دهد، متصدیان این حرفه نیز تمایل دارند استاندارهای حرفهای خود را در فضایی آکنده از روابط پاک و سالم حفظ نمایند. ولی واقعیت چیز دیگری است: محیط ارتباطات در جامعه ما بیش از آن که به یک مطب یا اتاق جراحی استرلیزه شباهت داشته باشد، به صحنه جنگ با همهی خشونتها و ناپاکیزگیهای آن شبیه است. در چنین شرایطی این ویژگیهای رفتاری یا به قولی منش کارشناسان ارتباطی و قدرت تطابق حرفهای آنها است ـ به نحوی که نه موجب انزوا شود و نه باعث رویکردهای غیراخلاقی ـ که میتواند راهگشا باشد!
«روش» نحوهی انـجام کار است که با ابزار کار، فنآوری و مهارت در بهرهگیری آنها ارتباط دارد و اخیراً به شدت تحت تأثیر ویژگیها و امتیازهای محیط مجازی و تکنولوژیهای نوین ارتباطی قرار گرفته است. این روزها برای ارتقای سطح دانش حرفهای روابطعمومیها بیشترین تمرکز بر این بخش است و حتی شاهدیم که بعضی تکنیکها و روشهای وارداتی که اصولاً تناسب چندانی با بازار کار در ایران ندارند به این حرفه تزریق میگردند و فضایی را به وجود آوردهاند که در آن «مدگرایی ارتباطی دلیل بر حرفهایگرایی ارتباطی شده است»؛ در حالی که مهارت در این بخش بیبهره از دو مقوله قبل راه به جایی نخواهد برد.
اطلاع رسانی و ارتباطات /حمیدرضا نـجفی
به بهانه درگذشت الوین تافلر
در روزگار قدیم انسانها در اجتماعات خود به بهانهای دور آتش، میز یا سفره گرد هم میآمدند و چهره در چهره، نگاههایشان را به هم میدوختند و گوش به گفتههای هم میسپردند. پیرترها قصه میگفتند، جوانترها ماجرای شکارها و رشادتهایشان را با آب و تاب تعریف میکردند، کودکان با دقت و کنجکاوی غرق توجه به دیگران میشدند و زنان جوان در گوش هم نـجوا میکردند و میخندیدند. پیام در حرکات سر و دست و در کلمات و آواها، در نحوهی ادای آنها، تأکیدات و در شیوهی بُروز احساسات بیواسطه بود. ویژگیهای صوتی و بصری، مثلچروکهای صورت سالخوردگان، صداهای کلفت و مردانه جوانها، سپیدی دندانهای بانوان و چشمان شفاف و نگاههای براق کودکان، هیچ یک «پیام» نبودند بلکه بخشی از «هویت اجتماعی» اعضا محسوب میشدند و آنچه به ارتباطات آنها رنگ و بو میبخشید، کارکردهای اجتماعی و نقش اعضا در جامعه بود. در چنین اجتماعی هرچند بعضی محترمتر شمرده میشدند، اما از آنـجا که دایرهوار و حلقهوار گرد هم بودند، اعتبار همه به عنوان «عضوی از جامعه» با دیگر اعضا یکسان بود؛ طوری که اگر هرکدام حذف میشدند، در آن حلقه انسانی سوراخ و شکافی پدید میآمد.
اما با افزایش جمعیت و رشد شهرنشینی این نوع ارتباط کمکم از زندگیها رخت بربست و بشریت به عصر رسانههای جمعی پانهاد؛ جایی که هویت مبتنی بر کارکرد اجتماعی جای خود را به کارکردهای اجتماعی مبتنی بر انواع هویت های دیداری، شنیداری یا نوشتاری داد. «ارتباطات جمعی» جای «جامعهی ارتباطی» را گرفت و جامعه در پس ارتباطات قرار گرفت و اولویت خود را از دست داد. این ارتباطات بود که فرم گردهمآییها را تعیین میکرد. جمعیتهای بزرگ دیگر نمیتوانستند حلقههای بزرگ بسازند و ردیف و صف جای دایره را گرفت. هرکس که میخواست در ارتباط شرکت کند، یا باید پشت تریبون بود، یا در ردیفهای که جلوی تریبون و رو به سوی آن قرار میگرفتند، حضور داشت. دیگر همه همدیگر را نمیدیدند. همه یک نفر را میدیدند و یک نفر بقیه را! رسانههای جمعی بر این آرایش و فرم چینش دامن میزدند. تصویر به پشت شیشههای تلویزیونها نقلمکان کرد؛ به جایی با انواع گریمها، نورپردازیها و صحنهپردازیها و به جای یک عنصر هویتبخش، به آرایشی برای مشروعیتبخشیدن به کارکردهای اجتماعی مبدل شد تا جاییکه ستارهها میتوانستند خیلی کارهایی را که دیگران اجازهاش را نداشتند، انـجام دهند. صدا در فرستندههای رادیویی با مجموعهای از تکنیکهای صداگذاری درهمآمیخت و برای جاذبه، موضوعاتی را مطرح ساخت و روشهایی را در ارایه به کار برد که پیشتر در اجتماعات صمیمانه بعید به نظر میرسید. دیگر صدا یا تصویر شنونده مهم نبود. هرچه بود، در آستین راوی بود، خواه مجری باشد، خواه هنرپیشه، رئیسجمهور یا ستاره تبلیغاتی و اعتبار و احترام فقط به گوینده تعلق داشت. فردیت بیمعنا شده بود و شنوندهها یا بییندهها چیزی نبودند جز «جمع متاثر از پیام» و کم شدن یک یا ده یا صد یا هزاران نفر چندان به چشم نمیآمد. در اواخر این عصر، بشریت متوجه فاجعه این نوع ارتباطات و تصمیمات ناشی از «روابط خطی» و هرمهای قدرت ناشی از آن شد! اعتراضات مختلف شکل گرفت، هیپیها و صلحطلبان به میدان آمدند و دورهمآییهای دایرهوار قدیمی بازسازی شد، اما راه به جایی نبردند، چراکه در شهرهای پرجمعیت و جوامع صنعتی نمیتوانست کارکردی داشته باشد.

افزایش بیشتر جمعیت و تبعات آن مثل ظهور کلانشهرها ، افزایش بروکراسی، رشد بیکاری، چالشهای ارتباطی و ... زمینهای شد تا سیل انسانها از لبه دنیا سرازیر شوند و به سمت دیگر آن، یعنی به «دنیای مجازی» بروند و در آنجا نیازهای حرفهای، سرگرمی، آموزشی و غیره را جست و جو کنند. در چنین دنیایی ارتباطات نیز دچار تغییر و تحول شد و از فرم جمعی، به «ارتباطات اجتماعی »گرایش پیدا کرد! ارتباطی که به واسطه «اجتماعی شدن» اعتبار مییابد و اجتماعی که با ارتباط شروع و با قطع ارتباط پایان مییابد. در این روش ارتباط نه گردهم ای حلقوی مصداق پیدا میکند و نه دورهمی خطی یا ردیفی، بلکه هر واحد ارتباطی به تبع امکان وب در دسترس مرتب در حرکت و جابجایی است. در دنیای جدید پیامها تصویری شدهاند، حتی متن! و نه تنها اشخاص، بلکه اعتبار پیامها نیز در گروی ویژگی بصری آنهاست (طولانی نباشد، تیتروار باشد، جملات ساده ....). چروکها، خندهها، جوانی و شادابی دیگر هویت بصری اعضا نیستند، بلکه خود به پیام اصلی مبدل شدهاند و بازگوکنندهی کارکردهای اجتماعی اشخاص و وسیلهای برای کسب اعتبار اجتماعی آنها شدهاند. این بار نیز مثل دوره اول، صاحب اثر و مخاطب به یک اندازه اعتبار مییابند و مشروعیت اولی در گروی تعداد فالوورها یا طرفداران یا لایکها یا به اشتراکگذاریهاست، اما چون هرکس میتواند عنوان و تصویری مجازی برای خود برگزیند، احترام و تکریم هیچ صاحب اثری تضمین نیست و چه بسا لودهای او را به لطایف الحیل به سخره کشد. اعضای اجتماع، بخصوص تولیدکنندگان محتوا یا توزیعکنندگان تصاویر در چنین فضایی «گمان میبرند»! بود و نبودشان رخنه و شکافی بزرگ در اجتماع پدید میآورد، ولی به واقع اینطور نیست؛ حتی برای صاحب کانالها یا گروههای چند ده هزارنفری! بلافاصله دهها کانال یا گروه مشابه بیزحمت و دردسر سربرخواهند داشت و اعضای گروه اجتماعی قبلی با یک اشاره روی Join، عضو اجتماع دیگر میگردند! عضویت در این اجتماع نه مثل دوره اول، «هرکس» است و نه مثل دوره دوم «همهکس (فرستنده) یا هیچکس (مخاطب)». در این دوره «هرکس، همهکس است و هیچکس نیست!»
اطلاع رسانی و ارتباطات /حمیدرضا نـجفی
۱- فلوران کربسگ (Florent Crebessegues)، دستیار سردبیر
«رضایت در کار ما این است که هر روز چند برنامه موفق داشته باشیم!»

او مدیر و رهبر تیم روزنامهنگاران بخش سردبیری است و زیر نظر سردبیر فعالیت میکند. فلوران اخبار منطبق با خطمشی سردبیری رسانه را انتخاب میکند، زوایا و جنبههایی را که موضوعات باید در آنها مطرح شوند تعریف، محتوای اخبار را کنترل و سلسله مراتب آنها (اولویت بندی اخبار) را تعیین میکند.
فلوران مدرسه را در سن ۱۶ سالگی (قبل از دیپلم) ترک کرد و در رادیو Parisienne در اخبار فرهنگی به کار مشغول شد. او زیر نظر مجربین زیادی آموزش دیده است. فلوران قبل از دستیار سردبیر، دیجی، مجری رادیو و گزارشگر، مخبر و دبیر تحریریه نیز بوده است.
۲- فلورانس مونتانیه (Florence Montanier)، دببر تحریریه
«دبیر تحریریه، در ارتباط بودن با بخش فنی و بخش تحریریه و ایجاد ارتباط (بین این دو) برای تهیه اخبار تلویزیونی است.»

فلورانس از کلاس چهارم ابتدایی دوست داشت یک روزنامهنگار شود! او اکنون روزنامهنگاری است که با اجازه دبیرتحریریه پیادهسازی و هماهنگی کار روزنامهنگاران و تکنسینها را قبل و در حین پخش خبر بر عهده دارد: او برای بعدازظهر دو نوبت خبر تلویزیونی، برای شب سه نوبت و برای صبح نیز دو نوبت دارد.
فلورانس در رشته «مدیریت علوم سیاسی» کارشناسی ارشد دارد، در رشته «حقوق عمومی» لیسانس و در «علوم سیاسی» لیسانس. او از انستیتو دانشگاهی تکنولوژی بوردو فارغالتحصیل شده است.
۳- رمی ونسان (Rémy Vincent)، روزنامهنگار بخش تحریریه
«برای این که روزنامهنگار خوبی باشیم، باید اخبار را از تمام رسانهها (رادیو، نشریات کاغذی، اخبار تلویزیونی، اینترنت) به دست آوریم.»

او حتی اگر برای تهیه گزارش دفترش را ترک کند، به بخش تحریریه تعلق دارد و سوژهها را برای اخبار تلویزیونی شبکه مینویسد. به چنین شخصی «روزنامهنگار نشسته» (ساکن، در محل) گفته میشود که در مقابل «گزارشگر» (متحرک، در گردش) قرار دارد. برای او اخبار یک نیاز است، یک ویروس.
رمی فارغالتحصیل مدرسه روزنامهنگاری است.
۴- روناتو گالیانو (Renato Galliano)، روزنامهنگار بخش مبادلات ویدیوهای خبری (Exchanges Video News)
«ما به تصاویر وابستهایم، اگر تصاویر باارزش نباشند، اخبار نیز ارزشمند نخواهند بود؛ حتی اگر جالب باشند.»

او تصاویر خبری را از بورس بینالمللی تبادلات موضوعات خبری رادیو اتحادیه اروپا (UER) انتخاب میکند. او در قلب اخبار زندگی میکند و هر روز خارج از محیط کار به طور متوسط ۴ ساعت به رادیو گوش میدهد. روناتو در TV5 MONDE تصاویری را که از سه صفحه نمایش میگذرند، نگاه میکند.
اعضای رادیو اتحادیه اروپا تأمین کنندگان تصاویر برای مبادلات رادیویی و تلویزیونی یوروویژن (EVN) و همزمان، بهرهوران از این بانک مشترک تصاویر برای شبکههای خود هستند. بنابراین تمام شبکههای عضو به همان تصاویر (که تقریباً از تمام دنیا میآیند) هر روز در تمام ساعات روز و شب دسترسی دارند. روناتو به تصاویر آژانسهای دیگری نیز دسترسی دارد و آنها را تجزیه و تحلیل میکند. این کار کمک میکند که روزنامهنگاران منابع تصویریشان را تکمیل کنند.
روناتو دو دوره آموزشی را پشت سر گذاشته: زبان انگلیسی در دانشگاه و روزنامهنگاری در مدرسه روزنامهنگاری
۵- مارتین برونو (Martine Bruneau)، اینفوگرافیست (طراح گرافیک اطلاعرسان)
«اینفوگرافی این اجازه را میدهد که اخباری که حتی تصاویری در موردشان نداریم، بتوانیم پخش کنیم …!»

مارتین تصاویر را در تلویزیون یا روی وبسایت شبکه پویانمایی می کند. او اخبار تلویزیونی را پوشش میدهد و مجموعهای از تصاویر مصنوعی (نمودار، نقشه، …) را تولید میکند و برای نمایش دادههای انتزاعی از آنها بهره میبرد. او پاسخگوی درخواستهای مدیر اخبار است. مارتین در این شبکه نه تنها برای اخبار، بلکه برای تمام برنامههای دیگر نیز کار میکند.
او ۲۵ سال پیش به عنوان دستیار مدیریت کارش را آغاز کرد و همهی مشاغل از جمله گرافیست و مدیریت سیستم و غیره را آزموده است. مارتین اکنون رئیس بخش گرافیک اطلاعرسان است و دو طراح دیگر را مدیریت میکند.
۶- دومینیک لارش (Dominique Laresche)، مجری
«آنچه خوشایندم است، در ارتباط مستقیم بودن با بینندهها با تسلط عالی بر اخبار است.»

دومینیک قبل از این که روزنامهنگار ورزشی (کارشناسی ورزش آفریقا) شود، ادبیات خوانده است.
۷- میلن ایلپونس (Mylène Ilponse)، همکار متخصص (اسکرولر)
«کار با پرامپتر (دستگاه نمایش متن)، تعقیب اخبار از نزدیکترین جای ممکن است.»

میلن متون نوشته شده توسط مجری را بازخوانی میکند، خطاهای احتمالی را تصحیح میکند و پرامپتر را اداره میکند. او باید بتواند پرامپتر (متن خوان) را با همه تغییراتی که در دقیقه آخر صورت میگیرند، سازگار نماید. در حین اخبار تلویزیونی، او در تعامل با مجری است. میلن همچنین مسوول برخطگذاری اخبار تلویزیونی بر روی وبسایت شبکه بعد از پخش آن است.
او کارشناسی تاریخ هنر، گرایش سمعی بصری دارد.
۸- مارسل زمور (Marcel Zemour)، کارگردان
«کار من به تصویر درآوردن کار دیگران است. من اخبار داغ را دوست دارم، اخباری که باید به سرعت و بداهه اعلام شوند، اینجاست که میبینیم آیا بازخوردی خواهیم داشت یا خیر».

مارسل رئیس واقعی ارکستر اخبار تلویزیونی است. او مستقیماً فعالیتهای کارکنان و عملیاتهای مختلف پخش اخبار را هماهنگ میکند.
مارسل قبل از اینکه کارگردان شبکه باشد، مشاور کارگردان و بعد، کارگردان بخش گزارشها بوده است.
۹- یانیک سابارو (Yannick Sabarots)، مدیر تولید اخبار
«من عاشق ارتباط مستقیم با مخاطبان خارجی هستم از واشنگتن گرفته تا نایروبی.»

یانیک به عنوان پلی بین بخش فنی و تحریریه، برای تأمین امکانات (فنی و انسانی) لازم برای این کار است. او محل اسکان، امکانات حمل و نقل و تجهیزات مورد نیاز را سفارش میدهد.
یانیک فوق دیپلم صوتی تصویری (دیداری ـ شنیداری) با گرایش تجهیزات سمعی و بصری را دارد.
۱۰- کاتل دنیس (Katell Denis)، بایگان (کتابدار، آرشیویست)
«تصاویر نمادی از پروپاگاندا (تبلیغات سیاسی) هستند. نقش ما مبارزه با کلیشههاست. اگر از ما تصاویری در مورد آفریقا بخواهند، مجبور نیستیم تصویری از یک زن با یک سطل آب بر سرش بدهیم، بلکه میتوانیم تصویری از فردی در پشت رایانهاش را هم بدهیم!»

کاتل فریم به فریم، همهی تصاویر خام و نشریات تولید شده را برای به وجود آوردن یک ردپا بایگانی میکند. این مسیرها و ردپاها باید از طریق توضیحات مرتبط با جغرافیای سیاسی کتل، تا ۳۰ سال بعد قابل فهم و بازخوانی باشند. او هر روز حدود ۴۰ موضوع سه دقیقهای را بایگانی و طبقهبندی میکند. کاتل مثل یک بقال است! او به درخواست روزنامهنگارانی که به موادی برای ساخت موضوعاتشان نیاز دارند، تحقیقات میکند.
کاتل لیسانس ادبیات مدرن و دیپلم کتابداری را از مدرسه هنرها و مشاغل دارد.
۱۱- اودری دمق (Audrey Demart)، تدوینگر
«چیزی که در کار برای اخبار تلویزیونی برایم خوشایند است، کارکردن اورژانسی است، مونتاژ موضوعات برای انتشار فوری.»

اودری اجزای بدست آمده در کار را پشت سر هم و به ترتیب میچیند و در صورت لزوم، جلوههای ویژه، تروکاژ و تصاویری در آن قرار میدهد. بنابراین گزینشها را او انـجام میدهد و عموما در همکاری با روزنامهنگاری که سوژهای را دنبال کرده، همکاری میکند. برای یک سوژه خبری یک یا دو دقیقهای، او معمولاً ۵ تا ۱۰ دقیقه تصاویر خام دارد. اودری فوق دیپلم سمعی بصری دارد.
۱۲- سلیمان زقیدور (Slimane Zeghidour)، سردبیر
«شغل من جهت دادن به اخبار است.»

سلیمان، گزارشگری مجرب با ۲۵ سال سابقه است. او اخبار را در چارچوبهای فرهنگی، سیاسی و تاریخیشان قرار میدهد و نقطهنظرهای سردبیری را در مورد یک سوژه خبری به تصویر میکشد.
سلیمان در رشته ادبیات درس خوانده و از سن ۱۷ سالگی روزنامهنگار است.
۱۳- آندره کرتناند (André Crettenand)، مدیر خبری
«مدیریت در اخبار بین المللی»

مدیر خبری مجموعه برنامههای خبری و نشر اخبار و اطلاعات روی اینترنت را مدیریت میکند. او همچنین استراتژی عمومی اخبار را تعریف و پاسخگوی استانداردهای کیفی و بیطرفی برنامههاست. کار او این است که این شبکه مرجعی برای فرانسهزبانها در سراسر دنیا و بستری دایمی برای تبادل افکار و نظرات باشد.
آندره تحصیلاتش را در ادبیات (حوزه دراماتیک و جامعهشناسی) در سوییس، زادگاهش گذرانده است. او در ژنو و بعد در لهستان مدرس بوده و بعد به عنوان یک روزنامهنگار سیاسی برای نشریات کاغذی کار کرده است؛ سپس به عنوان مدیر خبری در رادیو و تلویزیون فرانسه TSR مشغول بوده؛ یعنی پیش از اینکه در سال ۲۰۰۸ به TV5MONDE بیاید.
۱۴- سیلوی بقبان (Sylvie Braibant)، سردبیر وب
«آنچه من در رابطه با وب دوست دارم، این است که میتوانیم نوشتههای متنی را با نوشتههای روی تصاویر درهمآمیزیم.»

سیلوی، مسوول سردبیری وب شبکه، موضوعات را بخش بخش و فصلبندی میکند تا کوتاهتر شوند. این شغلی است که متن، متن روی تصاویر و تکنیک را (برای مدیریت سایت) درهم میآمیزد. او با سه روزنامهنگار که برای وب سایت شبکه خبر تولید میکنند، کار میکند. هر روزنامهنگار به طور متوسط سه سوژه در روز مینویسد. وب سایت از ساعت ۸ تا ۱۹ به روز است. برای آخر هفته هم همیشه یک روزنامهنگار در دفتر حضور دارد.
سیلوی سه دوره آموزشی را پشت سر گذاشته است: یک فوق لیسانس در تاریخ اجتماعی روسیه، یک لیسانس در حقوق عمومی و یک مدرک هم از مدرسه روزنامهنگاری.
۱۵- سیلون لکور (Sylvain Lecœur)، مسوول صدا
«در یک اخبار تلویزیونی، پیام قاعدتاً از طریق صدا منتقل میشود؛ تصاویر از هیجانات میگویند. اگر ما تصاویر را از اخبا تلویزیونی برداریم، رادیو خواهد شد، اما اگر صدا را از روی آن برداریم، دشوار خواهد بود که بفهمیم اخبار از چه حرف میزند! امتحان کنید!»

سیلون تکنسین مسوول کیفیت صدا، صداها را ضبط و میکس میکند. او تنها کار میکند، چون از نظر او صدا «کاری است که هیچکس نمیفهمد چه کار با آن میشود کرد!». او همچنین مسوول گوشی (مجری) و باتریهای آن است!
او از سن ۱۳ سالگی عاشق رادیو بود و در این زمینه آموزشهای زیادی را گذرانده است.
۱۶- استفان دق (Stéphane Dard)، مسوول تروکاژ

استفان مسوول تروکاژ است. او مشاور کارگردان است و در اتاق کنترل، در طول اخبار تلویزیونی روی جایگاهش نشسته است. او مسوول تولید انیمیشنهای تصویری (مثل اسم اشخاصی که روی آنتن میروند) است.
استفان دیپلم حرفهای سمعی بصری دارد. او در ارتش در بخش عکاسی ارتش بود که دنیای تصویر را کشف کرد.
۱۷- فردریک لگیلیه (Frédéric Laguillier)، فیلمبردار
«این کار اجازه میدهد که در مصاحبهها و مناظراتی که بسیار پرمحتوا است، شرکت داشته باشیم. شرکت در تعاملات خارج از دوربین نیز بسیار سرگرمکننده است.»

او را تصویربردار نیز مینامند. «او صحنه را کادربندی میکند و تصویر را با کمک ۷ دوربین متصل به هم به تصویر میکشد و نور را با مسوول نورپردازی تنظیم میکنم.»
فردریک، از ۷ سالگی عاشق عکاسی بوده و دیپلم حرفهای عکاسی و دیپلم حرفهای سمعی بصری دارد.
۱۸- پاسکال آندره (Pascal André)، مدیر تصویربرداری
«حفظ فاصله با اخبار و بازنگری به تصاویر از ضروریات است. برای من اندیشیدن به آنچه از آن فیلم میگیریم، روش فیلمبرداری و دلیل فیلمبرداری حیاتی است.»

پاسکال تکنیسین مسوول در مدیریت تصویربرداری در اتاق کنترل یا در خارج از آن است. او مسوول کیفیت تصاویر تولید شده در شبکه است. پاسکال از زمان دوربین سوپر ۸ پدرش تمام کودکیش را با کار بر روی تصاویر گذرانده است.
او بعد از دیپلم در علوم تجربی، یک دوره آموزشی را در تکنیکهای سمعی بصری گذرانده و یک دوره آموزشی را هم در تلویزیون پشت سر گذاشته است.
۱۹- ایزابل کوله گرازیالی (Isabelle Collet-Graziani)، گریمور
«سرعت در گریم برای یک اجرا روی آنتن از ضروریات است. در مدرسه گریم سه دقیقهای را یاد نمیدهند!»

ایزابل مجری را قبل از اجرا روی آنتن گریم میکند، همینطور بعضی از مهمانها را، هرچند این روزها ستارهها علاقه دارند با گریمور شخصی خوشان بیایند. گریم تلویزیونی ویژه است: حتی مردها هم برای این که روی آنتن برق نزنند گریم می شوند.
ایزابل همراه با یک گریمور دیگر مسوول خرید موادی است که به کار میبرند، خواه از طریق نشریات تخصصی باشد، خواه از فروشگاههای بزرگ.
ایزابل دیپلم حرفهای خود را در آرایشگری گرفته و یک سال هم گریم هنری خوانده است.
فیلم (۱): خبر چیست؟ / فیلم (۲): منبع خبر چیست؟ / فیلم (۳): سلسله مراتب خبری چیست؟ / فیلم (۴): روزنامهنگارها چگونه تحقیق میکنند؟ / فیلم (۵): کسب خبر آری، اما چگونه؟ / فیلم (۶): هزینه تامین خبر / فیلم (۷): یک شبکه اجتماعی یک روزنامه نیست
اطلاع رسانی و ارتباطات /حمیدرضا نـجفی
دومینیک لکور فیلسوف، تحولات ناشی از دیجیتالی شدن را در رابطه با یادگیری و روابطمان با دیگران تجزیه و تحلیل میکند.

آیا ما اشتیاق خواندن کتابهای کاغذی را با کتابهای دیجیتال از دست میدهیم؟ آیا باید با آمدن تبلتها روش نوشتن در دفتر یادداشت را فراموش کنیم؟ آیا همه روابطمان حتی خصوصیترین آنها تحت تاثیر دنیای مجازی تغییر خواهند کرد؟ و بالاخره اینکه آیا برای پرورش معنوی خود، باید با این جنبش تا مرز خروج از شبکههای اجتماعی به مخالفت برخاست؟
استفان ویال در عنوانگذاری آخرین کتابش با تیتر «موجودیت و صفحه نمایش» تردید نکرد. این عنوان نشاندهنده گرایش او به این است که: «چگونه دنیای مجازی ادراک را تغییر میدهد». ویال به جای قربانیکردن خود به پای اشتیاق جنونآمیز جامعه به تکنولوژی یا نمایش تغییرات بشریای که در آن انسان با استفاده از تکنولوژیهایش میتواند باهوشتر، پایدارتر و خوشبختتر از خودش باشد، بر مطالعه تاریخ تکنولوژی متمرکز میشود. او در «انقلاب دیجیتال» یک رویداد بزرگ فلسفی میبیند.
تغییر ساختار ادراک ما
استیو جابز بنیانگزار معروف اپل که تقریبا دو سال از مرگش میگذرد، می تواند منبع خوبی در این مورد باشد. او میگوید: عصر جدید در توانمندیهای ما در انجام امور هوشمند ـ نه فقط کار دستی بلکه با رایانه ـ متمایز میشود.
به این ترتیب ما در یک جریان «گسترش حوزه ریاضیات» شرکت میکنیم؛ مرحله جدیدی از ماشینیشدن جوامعمان. برای مثال ریاضیات وارد نوشتن یک متن، ارسال یک پیام یا گوش دادن به یک موزیک میشود، همین طور اشتراک یک ویدیو، جستجوهای جغرافیایی، استخدام یک کارمند، تکمیل و ارسال اظهارنامههای مالیاتی و …
همین طور که این لیست (امور متکی بر حوزه ریاضیات) گسترش مییابد، کارشناسان نیز از تعریف و تمجید آن فروگذاری نمیکنند. آنچه مهمتر است اینکه همه ما دعوت شدهایم: نه به اینکه متوجه موجودیت جدید («موجودیت مجازی» که وضعیتهای قبلی کم و بیش افلاطونی از واقعیت تا مجاز را دور می زند) بشویم، بلکه متوجه تغییر ساختار ادراک خود گردیم؛ تغییری بسیار بنیادیتر از آنچه در انقلابهای تکنولوژی پیشین اتفاق افتاده است.
نداشتن گوشی تلفن هوشمند غیرقابل تحمل به نظر میآید
اگر به رشد و توسعه اخیر تلفن فکر کنیم، میبینیم که عدم برخورداری از یک موبایل یا گوشی هوشمند تقریبا غیرقابل تحمل به نظر میرسد. در ۱۵ سال گذشته، رابطه با دیگران عمیقا در جهت یک تعامل بیشتر، شدیدتر و پیوستهتر تغییر یافته است.
در مواجهه با جایگاه و تاثیرات سریعی که ریشه در دیجیتال دارند، ریشههای دیجیتال باید به تفکر «شکاف دیجیتالی بین نسلی» توجه داشته باشند. ما در مورد فرآیندهای قدرتمند ناشی از دیجیتالی شدن که بسیار از «حالت طبیعی» دور هستند، با هم ابراز همدردی میکنیم. اما فراموش میکنیم که ادراک و دریافت انسانهای هوموسپین همیشه برآمده از اطلاعات ناشی از فنآوری، پیوند با اشیا و دستگاههای اختراع شده توسط انسان هوشمند است.
هیچ چیز کاملا طبیعی نیست. این یک کوشش بزرک در آموزش خودمان است که برای ایجاد بهترین تغییرات در «موجودیت خود در جهان» باید انجام دهیم. این فرآیند فنآورانه باید متمدنانه باقی بماند، یعنی مطابق با قانون بینالملل و بازتعریف حقوق مالکیت معنوی برای آثار فکری چارچوببندی شوند.
منبع: وب سایت لکروا
اطلاع رسانی و ارتباطات /حمیدرضا نـجفی
در یک دوره ۲۵ ساله که اطلاعات و اخبار اینترنتی ـ تولیدشده بر مبنای مدلهایی کم و بیش بیثبات ـ تقریباً نیمی از تولیدات خبری را تشکیل دادهاند، بیش از ۳۰۰ هزار شغل در روزنامهها و مجلات چاپی ایالات متحده از میان رفتهاند.
دپارتمان کار آمریکا که دوشنبه گذشته این آمار را منتشر کرد، اعلام داشت: «کمتر صنعتی مثل نشریات و انتشارات تا این حد تحت تأثیر عصر دیجیتال قرار گرفتهاند».
این آمار تکان دهندهاند. در فاصله سالهای ۱۹۹۱ تا ۲۰۱۶ از بین ۵۹۴ هزار شغل مرتبط با نشریات کاغذی (روزنامهها و مجلات) در ایالات متحده، حدود ۳۱۶ هزار شغل از بین رفتند، یعنی بیش از نصف مشاغل (۵۳ درصد).
ابعاد این واقعه توسط بیشتر نشریات مخفی شده بود. تعداد روزنامهها نیز به ۱۶ درصد کاهش یافته که در ۲۵ سال گذشته بیسابقه است.
همزمان، اطلاعات و اخبار اینترنتی ۱۶۹ هزار و سیصد پست در اینترنت به وجود آورده است. با کسر این دو عدد درمییابیم که، ۱۴۸ هزار و سیصد شغل از مشاغل نشریات کاغذی از میان رفتهاند.

مشاغل ناپدیدشده
تعدادی از مشاغل در رقابت کاغذ و صفحه نمایش ناپدید شدهاند، از جمله در بخش صفحهچینی و چاپ.
گوردون بورل مدیرعامل شرکت بورل و همکاران تأکید میکند: «قطعا این تعداد آدم برای نگارش، بازخوانی، صفحهچینی و انتشار یک مقاله لازم نیستند. این مقرون به صرفه نیست.»
ریک ادموندز، کارشناس اقتصاد رسانهها از مؤسسه مستقل پوینتر خاطرنشان میکند: «حذف برخی مشاغل برای جداشدن از کارکنان قدیمی و حقوقهای بالا بود.» او اضافه میکند: « در اینترنت داشتن تجربه طولانی ارزش محسوب نمیشد، محیطی که ارزشهای اصلی جوانی، حساسیت به فنآوری و هزینه بود. البته در بعضی موارد نیز قابلیتهای متمایز و اشخاص متفاوت مورد درخواست بودند، یعنی کسانی که تنها نشریات کاغذی را میشناختند. تجربه همانقدر کم خواهان داشت که چاپ؛ و بازخوانی و کپیگرفتن دیگر فاقد اهمیتی بود که در نشریات کاغذی داشت.»
با وجود این، از نظر ریک ادمونز مفهوم اخبار و اطلاعرسانی اینترنتی در حال تغییر است. او میگوید: «از سال گذشته، دوباره این تفکر به وجود آمده که برخورداری از یک روزنامهنگاری خوب واقعاً مهمتر از یک روش صرفاً مؤثر برای جذب اشخاص است».
در این بین، وبسایتهای خبری در تلاش برای دسترسی به الگویی در تهیه مطالب و سازوکار اقتصادی خود هستند تا به مدلی پایدار و بادوام برسند.
وقت بازاندیشی
در حالی که در نشریات کاغذی پاکسازیها ادامه دارند (همانطور که اخیراً در مورد نیویورک تایمز اتفاق افتاد)، چندین وبسایت که تابحال بر این موج سوار بودند نیز از نیروی کار خود کاستند. ریک ادمونز اینگونه نظر میدهد: «من اعتقادی به یک جریان معکوس ندارم، اما بعضی از وبسایتها که به شروع کارشان خیلی زود اعتماد کردند، به اهدافشان نرسیدند. بنابراین آنها نیز باید شرایط را بازتحلیل کنند».
ادامه روند کاهش
درآمدهای تبلیغاتی نشریات از سال ۱۹۸۰ تاکنون در پایینترین سطح قرار دارد (بنا بر اعلام انـجمن آمریکایی نشریات)، امسال نیز کاهش خواهند داشت و بنابر پیشبینی مشاوران، از این پس (نشریات) باید اول به دنبال آگهیدهندگان اینترنتی بگردند.
در حال حاضر، تبلیغات برخط (اینترنتی) تنها بخشی از درآمدهای تبلیغات کاغذی (۲۱ درصد در سال ۲۰۱۴) را تشکیل میدهند.
گوردون بل میگوید: این روند انتقال (تبلیغات کاغذی به دیجیتال) مشکلآفرین خواهد شد و در یک دوره دو یا سه ساله باعث ناپدید شدن چندین عنوان نشریات کاغذی دیگر میگردد. او به ویژه برای روزنامههای محلی نگران است که بخش قابل توجهی از تبلیغات را در دست دارند، همینطور نشریات تخصصی ملی و بینالمللی که چشماندازی نگرانکننده پیش روی خود دارند.
منبع: وبسایت روزنامه لدوواق