اطلاع رسانی و ارتباطات /حمیدرضا نـجفی
عنوان سخنرانی: روابط عمومی، صنعت و ایجاد مزیت رقابتی با تغییر در روشهای ارتباطی

دکتر حمیدرضا نـجفی، پژوهشگر علوم ارتباطات در این سخنرانی با اشاره به پیشینه بحث مزیت رقابتی (Competitive adventage) گفت: پیشینه این بحث به نظریه رابرت تورنز و بعد، دیوید ریکاردو در سال ۱۸۱۷ برمیگردد؛ وقتی که مفهوم مزیت نسبی(Comparative adventage) پا به عرصه تجارت بینالملل نهاد. نظریات ریکاردو بر شرایط تولید و توزیع براساس مقدار هزینه و فایده بین دو طرف مبادله متمرکز شده بود و اینکه چگونه میتوان در یک بازار آزاد، شرایطی برای سود توامان تولیدکننده و مصرفکننده فراهم آورد.
وی افزود: مزیت رقابتی ویژگی یا ویژگیهای یک بنگاه اقتصادی، موسسه یا شرکت است که او را نسبت به رقبایش خاص و متمایز میکند و باعث جذب مشتری برای او میشود. عوامل متعددی در شکلگیری این ویژگیها دخیل هستند که عبارتند از: دسترسی به نیروی انسانی ماهر و متخصص، فنآوریهای روز، کیفیت کالا، نحوه عرضه کالا و هر چیز دیگری که در چرخه تولید، توزیع و ارائه خدمات پس از فروش بخشی از کار باشد.
این پژوهشگر حوزه ارتباطات، روابط عمومی را عامل ارتباط بین موسسه، سازمان، نهاد و مخاطبان تعریف کرد و افزود: روابط عمومی در عال ترین سطح خود به مثابه مشاوری است که حاکمیت او را انتخاب می کند تا از سویی در جهت تقویت حاکمیت و از سوی دیگر در جهت حفط منافع جامعه تلاش کند و چنین فردی باید بتواند به صورت متعادل منافع حاکمیت و مردم را حفظ کند تا در کارش موفق شود، تا نه از طرف حاکمیت خلع شود و نه از طرف مردم مورد بی توجهی قرار گیرد.
نـجفی در ادامه به نگرش های مختلف به روابط عمومی اشاره کرد و افزود: نگاه های مختلف به روابط عموی تبعات و نتایج خاص خود را در پی دارد که باید مراقب باشیم با تعریف و نگاهی خطا از روابط عمومی در مسیر استفاده از آن به خطا و انحراف نرویم. برخی نگاه های خطا به روابط عمومی که نیاز به اصلاح دارند عبارتند از:
روابط عمومی یک شغل است و نه یک رسالت!
روابط عمومی رابطه با عموم مخاطبان است، نه رابطه با همه یا هرکس!
روابط عمومی رابط سازمان و مخاطب است، نه نماینده و منجی مردم در سازمان!
روابط عمومی یک رابط برای ارزشها و ویزگی های سازمان و مخاطب است، نه عامل فروش و سودآوری سازمان!
وی در پایان ضمن برشمردن مزیتهای مختلف رقابتی در اشکال گوناگون آن و با اشاره به اهمیت و جایگاه روابطعمومی حرفه ای در موفقیت سازمان ها تاکید کرد: ایجاد مزیت رقابتی برای موسسات، شرکت ها، نهادها، بنگاه های اقتصادی و صنعتی تنها از طریق تغییر، تکمیل و تقویت روش های ارتباطی، در گرو بکارگیری روابط عمومی حرفه ای است.
متن اصلی خبر در وب سایت همایش روابط عمومی
اطلاع رسانی و ارتباطات /حمیدرضا نـجفی
با ظهور کانالهای تلگرامی، ما با ابزار نرمی به نام تلگرام مواجه هستیم که دو جنبه کارکردی دارد. اتاقها یا محیطهای اشتراکی که ماهیت آن ها متکی بر تعامل و گفت و گو است و اقناع بر تبلیغ، خبرگزاری بر خبررسانی، همسانی بر تفاوت، نشر اجتماعی بر نشر شخصی، آزادی نشر بر تغییر یا حذف و سانسور و مشارکت بر مدیریت ترجیح دارد.

اما ماهیت کانال تگرامی بر نشر یک سویه پیام است و تبلیغ بر اقناع، خبررسانی بر خبرگزاری، تفاوت بر همسانی، نشر فردی بر نشر اجتماعی و مدیریت بر مشارکت ترجیح و امکان تغییر یا حذف و سانسور وجود دارد.
از این جهت تلگرام را میتوان هم یک «رسانه اجتماعی» و هم یک «خرده رسانه جمعی» نامید.
اطلاع رسانی و ارتباطات /حمیدرضا نـجفی
بسیاری از فعالان و کارشناسان در حوزه خبر و اطلاعرسانی، قطعا به تجربه دریافتهاند که اصولا در اخبار و اطلاعات پرمخاطبتر نوعی تقابل و تضاد وجود دارد: دزد و پلیس، فقر و ثروت، امنیت و ناامنی، جنگ و صلح و ...
این جنبهای متضاد در چند سطح می تواند نمود پیدا کند:
- سطح اول: وجود جنبه های متضاد در خود خبر (در جایی بمب گذاری شده بود که بمب کشف و خنثی شد).
- سطح دوم: وجود جنبه های متضاد بین سوژه خبر و مخاطب درگیر (اختلاس اقتصادی یک مدیر دولتی و ثروتمند شدن او / احساس مورد سرقت قرار گرفتن و فقیر شدن برای مخاطب مالیات دهنده).
- سطح سوم: وجود جنبه های متضاد بین خبر و اثر خبر بر مخاطب غیردرگیر ( اخبار ناامنی در عراق / احساس امنیت در مخاطب ایرانی).
جوزف کمبل در کتاب «قدرت اسطوره» دلیل آن را اینگونه شرح میدهد:

... هر چیزی در حوزه زمان و مکان دوگانه است ... همه چیزهایی که ما میدانیم، درچارچوب واژه شناسی هستی و نیستی، متعدد و منفرد و درست و نادرست قرار دارد. ما همواره بر حسب تقابلها فکر میکنیم ... چون نمی توانیم جور دیگری فکر کنیم ... این ماهیت تجربه ما از واقعیت است (نه ماهیت واقعیت در روزگار ما).
اطلاع رسانی و ارتباطات /حمیدرضا نـجفی
بنده پیش از این در یکصد و هشتادمین نشست ماهانه انـجمن روابط عمومی ایران، به عنوان سخنران اصلی مبحثی را با عنوان «ارتباطات تصویری و اهمیت آن در دنیای امروز » مطرح کرده بودم. در آنـجا در خصوص تصویر و تصور مفصلاً سخن گفته (متن کامل سخنرانی را میتوانید از اینجا دریافت نمایید) و جاذبهی تصویر را یکی از عوامل عمده استقبال از شبکهها و رسانههای اجتماعی و نرمافزارهای پیامرسان فوری عنوان کردم. حال قصد دارم در توضیح آن به بخشی از مقدمه «گزارش یک مرگ» اثر گابریل گارسیا مارکز اشاره کنم:

هکتور بیانچوتی: کدامیک باعث میشود که دست به قلم ببرید؟ تصویر (image) یا ضرباهنگ ـ(Rythme )؟
گابریل گارسیا مارکز: تصویر، در اصل همیشه تصویر است و از کل داستان و کل مضمون جدا میشود. مثل یک یاختهی آزاد که نه میتوانم تعریفش کنم و نه میدانم چگونه و چرا تکثیر میشود. بسیار کوچک است اما میتواند متعهد یک تکامل باشد تا به کلامی شگفت تبدیل شود. در بعضی موارد این یاخته چنان مظلوم است که با هیچکس حرف نمیزند، مگر با من. میدانید، تجرید (Abstraction) در حد من نیست و دوست ندارم سازنده اصول باشم. مثالی بزنم: شبی در مکزیکو دنبال تاکسی میگشتم: بالاخره یک تاکسی به طرفم آمد و تا خواستم دستم را بلند کنم، پس کشیدم، چون دیدم کسی کنار راننده نشسته اما وقتی تاکسی نزدیکتر آمد، متوجه شدم که مسافری ندارد و دست بلند کردم و سوار شدم. این پندار بصری را برای راننده تعریف کردم و او بیآنکه به حرف من اهمیتی بدهد گفت که مسافران دیگری هم اغلب این را برایش تعریف کردهاند و افزود به همین دلیل گاه شده که در تمام شب مسافری گیرش نیاید، چون همه فکر میکنند تاکسی مسافر دارد! […] اگرچه این تصویر، تصویری بیفرجام و واهی بود، اما مرا وسوسه کرد و اغلب به آن فکر میکنم.
باید اعتراف کنم که یک انبار تصویر دارم و تصویرهایم رشد میکنند و مقداری استحکام پیدا میکنند، تا روزی که احساس کنم میل مفرطی به نوشتن دارم […] و فکر کنم که میشود طرح یک قصه را ریخت. اما با خودم کلنجار میروم چون اغلب همان تصویری که به نظرم کمتحرکتر و ناقابلتر است، کار را میرباید و مرا هم با خودش میبرد.
پس در نهایت متوجه میشوم این من نیستم که تصویر را انتخاب کتم تا پرورشش دهم و باز من نیستم که قصهای را برمیگزینم تا تعریفش کنم، بلکه تصویر و قصه هستند که مرا انتخاب میکنند. یعنی میخواهم بگویم که نمیدانم چه چیزی مرا به طرف یکی از آن تصویرها -فقط یکی از آنها – میکشاند.
پسری را میشناسم که عاشق دختری بود و دختر هیچ میلی به او نداشت. پسر آنقدر رفت و آمد تا به جایی رسید که دید دنبال دختر رفتن بیفایده است.پس تصمیم گرفت شبانهروز کنار در خانهی دختر بایستد. هیچکس موفق نشد او را از آنـجا تکان دهد. همان جا ایستاده بود و جم نمیخورد. حتی به دفعات لگن ادرار و خیلی چیزهای بدتر را از پنجره به رویش ریختند و او هیچ عکسالعملی نشان نمیداد جز اینکه به خانهاش میرفت، حمام میکرد، لباس تمیز میپوشید و دوباره به در منزل دختر میآمد و می ایستاد. امروز دختر زن آن پسر شده و زوج خوشبختی هستند. این مثال در مورد بعضی از داستانها صدق میکند، نمیخواهیمش، اما خودش را تحمیل می کند.
شاید روزی کتابی بنویسم با عنوان سادهی «چگونه یک رمان نوشته میشود»، اما هرگز نمیتوان نوشت که به چه دلیل با وجود تمام تجاهلهای عمدی و لطایف الحیل، موفق به فرار از دست آن نمی شویم....
این متن کوتاه اهمیت و نقش تصویر در داستان سازی را به شکلی شایسته مینمایاند، خواه این داستان یک رمان ادبی باشد یا یک داستان زندگی (قضیه راننده تاکسی) و این که تصاویر چگونه بر حواس، دریافتها، خاطرات یا حتی تصمیمگیریهای آتی تأثیر میگذارند. اما من قصد دارم مشخصاً به محیط شبکههای مجازی و رسانههای اجتماعی اشاره کنم، محیطی تصویری که ویژگیهای خاصش موجب میشوند جداییپذیری از آن بسیار دشوار و حتی ناممکن شود. ما در این قاب تصویری مجموعهی متنوع و متکثری از واقع نماییها، تابوشکنیها، تعارضات، نوآوریها، آموزش، تفریح، خبر، تبلیغ و … را داریم که به کاربران با دیدگاهها، تجربیات، دانستهها و سلایق مختلف جهت میدهد و آنها را در بخش (فیلد) مربوط به خود آنها جا میدهد؛ چیزی شبیه عملیات Defragmentation در کامپیوتر. نتیجه اینکه هر کاربر در کوتاهترین زمان ممکن موفق به کشف، شناسایی و انطباق با کانالها، شبکهها و گروههای منطبق با ارزشهای موجود در ضمیر خودآگاه یا ناخودآگاه خود خواهد شد و به استفاده مداوم از آنها رو خواهد آورد. تصاویر او را خواهند ربود، تصاویر ذهنی او (در کانالهایی مملو از این تصاویر) مرتب رشد می کنند، تکثیر میشوند و کاربر را با خود میبرند، هرچند گاهی آنها را ناقابل بداند و نخواهد. این قاب تصویری و این تصاویر (متنی و شکلی) او را به دنبال خود میکشند و او موفق به فرار از دست آنها نمیشود.
اطلاع رسانی و ارتباطات /حمیدرضا نـجفی
شماره های ۷ و ۸ فصلنامه نقد کتاب علوم اجتماعی (پاییز و زمستان ۹۴) از انتشارات خانه کتاب ایران منتشر شد.

در این شماره آثار و گفتار شماری از جامعه شناسان و استادان علوم اجتماعی ایران آمده است که شامل آثاری از استاد دکتر منصور وثوقی ، دکتر عبدالعلی رضایی، دکتر بهرنگ صدیقی، دکتر ، دکتر هادی خانیکی، دکتر سید محمد ثقفی ، دکتر پرویز اجلالی ، دکتر محمد سمیعی ،دکتر حمیدرضا نـجفی ( با مقاله: تفسیر تصویر، مفاهیم و روش ها) ، دکتر فرهنگ ارشاد ، دکتر ابوالفضل مرشدی، دکتر امیر هوشنگ مهریار و دکتر امید علی احمدی است.
این فصلنامه به سردبیری دکتر محمدرضا رسولی به بررسی و نقد آثار حوزه علوم اجتماعی می پردازد.فصلنامه نقد کتاب علوم اجتماعی را می توان از کتابفروشی های معتبر جامعه شناسان، آگاه، شهر کتاب و... تهیه کرد.